خرید بک لینک
ما آدما عاشق میشیموقتی عاشق میشیم همه چی قشنگتر میشه حالمون خوب تر میشه برای این حال خوب حتی داشتن دو تا بال و یه شیپور واسه جار زدنش کمه اما چی میشه یهو بعد از مدت ها به خودمون میایم و می بینیم چقدر رو منِ گذشته گرد و خاک نشسته به خودت میای و می بینی "من دیگه من نیست" به خودت میای و می بینی چرا هیچ

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد یه بار میگفت کته رو چجوری میپزن؟یه بار طرز کار لباسشویی و میپرسید؟یه بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو؟بهش گفتم چی شده؟ کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون،به جای این بهوونه ها د

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

ساعت 5صبـح بدترین زمان برای قکر کردن به همه چیزه.

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

5ماه گذشته و هنوز مثل روز اول گریه میکنم!

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

تـو با قلب ویرانه ی من چه کردی ببین عشق دیـوانه ی من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بـالِ پروانه ی من چه کردی

ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم خمار است میخانه ی من،چه کردی

مگر لایق تکیـه دادن نبودم تو با حسرت شانه ی من چه کردی

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه ی من چه کردی

جهـان من از گریه است خیس باران تو با سقف کاشانه ی من چه کردی :(

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

دیگه نه دلم براش تنگ میشه نه به خاطرش گریه میکنم،نه دلم میخواد ببینمش نه از رفتاراش ناراحت میشم

فقط گاهی وقتا بهش فکر میکنم.

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

شما همیشه اون مدلی که دلت خواسته زندگی کردی،من و خیلی های دیگه اون مدلی که مجبور بودیم زندگی کردیم.

+ تاريخ شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶ساعت نويسنده من |

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

میروم کلاف بنفش یاسی رنگ را برمیدارم،دو رج شعر میبافم

یک رج از زیر و یک رج از رو

تلفنم داد میزند...جواب میدهم،میگویی امروز نمیتوانی بیایی!

کلاف را دور انگشتم میپیچم

از رو...نمیروم

تماس میگیرم برای اصرار کردن به تو،میگویی که امروز نمیتوانی...

از رو...

ولش کن

بافته ها را پس میگیرم.

برچسب: نویسنده: باران اسدیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی