برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بـالِ پروانه ی من چه کردی
ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم خمار است میخانه ی من،چه کردی
مگر لایق تکیـه دادن نبودم تو با حسرت شانه ی من چه کردی
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه ی من چه کردی
جهـان من از گریه است خیس باران تو با سقف کاشانه ی من چه کردی :(
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
فقط گاهی وقتا بهش فکر میکنم.
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
شما همیشه اون مدلی که دلت خواسته زندگی کردی،من و خیلی های دیگه اون مدلی که مجبور بودیم زندگی کردیم.
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان
یک رج از زیر و یک رج از رو
تلفنم داد میزند...جواب میدهم،میگویی امروز نمیتوانی بیایی!
کلاف را دور انگشتم میپیچم
از رو...نمیروم
تماس میگیرم برای اصرار کردن به تو،میگویی که امروز نمیتوانی...
از رو...
ولش کن
بافته ها را پس میگیرم.
برچسب:
نویسنده: باران اسدیان